خرید بک لینک

پر زدم ولی نشد

بال من شکسته بود

پشت میله ی قفس

چشمهام بسته بود

خونه بوی خون گرفت

از رگی که خسته بود

درد توی واژنم

سال ها نشسته بود

اون جنین آبکی

لیز خورد لای پام

لا به لا ی کاغذا

نامه های نا تمام

که خطاب به تو بود:

مرد زندگیم ! سلام

من به یادت اومدم

اینجا روی پشت بام

می پرم به سمت تو

بال می زنم بیام

حس قرمز سقوط

رو زمین و رو هوام

پر زدم ولی نشد

بال من شکسته بود

برچسب: هذیان,هذیان یک مسلول,هذیان دل شهریار,هذیان چیست,هذیان در جدول,هذیان بادهای پاییزی,هذیان گفتن,هذیان گفتن در خواب,هذیان گزند و آسیب, نویسنده: نوید نوروزی تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 7:56

صفحه بندی