ترس
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 12:42
مییییییییییییییییترسم خدایا میشه خودتو نشونم بدی؟؟
سرگرمی این روزا
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 12:42
اول از همه باید بگم چه رو دستی خوردم نزدیک خونمون چندتا اسباب بازی فروشیه که قیمتاشون خیلی مناسبه و به نوعی پخشن و جدیدا یکی از اقوام هم اونجا یه مغازه ی اسباب بازی فروشی جدی باز کرده.. یکی از این مغازه ها از همه منصف تره رفتم از اون خرید کردم.. jenga خریدم یا همون برج هیجان یه 15 تومنی داشت یه 10 ت
اگه یه روز بری سفر...
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 12:42
رفتم سفر نمیگم بد گذشتا خوش گذشت ولی فقط روز اول.. از فرداش پشیمون شدم که رفتم هی میگفتم زودتر بشه برگردیم خسته بودم همش خواب بودم پا میشدم یه چیزی میخوردم باز میخوابیدم صابخونه ای که خونش بودیم چندتا گربه داشت یه گربه ش مدل من بود تایم خواب و بیداریش ینی با گربه هه میرفتیم تو اتاق میخوابیدیم 11 ظهر
تلخ
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 12:42
میشه گفت شکست خوردم...دوس دارم پیدات کنم و هرچی فحش زشت بلدم بهت بگم و بزنمت و هر بلایی میتونم سرت بیارم.. + نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:17 توسط m.ch
گلچین روزگار عجب باسلیقه است...!!!
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 12:42
بدی خوبی دیدید حلالم کنید دیگههههه...از دکتر میام الان یه قرص جدید اضافه شد... + نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:37  توسط m.ch |
و تو چه میدانی شب امتحان چیست..
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 15:32
واقعا حس میکنم کم آوردم مغزم نمیکشهههه... خدا این هشت تای آخری رو به خیر بگذرووونهفردا دوتا پس فردا دوتا شنبه دوتا یکشنبه دوتا... کشته نشم خیلییییه خدایا حواسمو خودت جمع کن بفهمم چی دارم میخونم همش پرت میشه اون طرف!! برچسبها: امتحان + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 12:53 توسط m.
که در وصف نگنجد...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:01
گاهی وقتا سخته که بخوای منظور دقیقتو برسونی یعنی واژه ی مناسب کمه نیست... باید واژه بسازی تا اصل کلامتو برسونی تازه در نهایت شاید یه چیزی در بیاد که منظور اصلیت نباشه و بدتر یه سوتفاهم درست بشه... ولی خوش شانسم که تورو دارم ..که نگفته حرفای همو میفهمیم.. اول کلمه رو بگی تا اخر جمله و پاراگراف خودم ر
تمومش کن
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:01
تمومش کن بیا این جاده بن بسته ببین هر دو از این رفتن شدیم خسته تموم راه خالی بودم از هر حرف مث ولگردی که یا نشئه یا مسته ببین یخ کردم از سرمای تنهایی نشونی نیست از اون عشق رویایی دلم میگیره از بی مهری و سردی ولی تو با نگاهت عین سرمایی ته دنیای من یک زن که بدبخته شاید پایا
کوزتینگ...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 19:01
کلا سلام گرگ بی طمع نیست.. چهارشنبه خاله زنگ زد گفت فردا شب شوهرم افطاری جایی دعوته تا سحر نمیاد بیا باهم بریم خونه ی مامان بزرگ که هم باهم باشیم و هم خونه رو مرتب کنیم که جمعه داره برمیگرده گفتم باوشع... خولاصه پنجشنب بعد از امتحان رفتم اونجا و شروع کردیم به بشور و بساب بعد خاله گفت همین رنگو گرفتم
خوابم یا بیدارم..
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:25
قرار نبود اینقدر زود اتفاق بیوفته.. من هنوز آماده نیستم.. کلی کار نکرده دارم.. دور خودم میچرخم نمیدونم چیکار کنم...خیلی بده تو این لحظه های سختم کسی رو ندارم کنارم باشه.. وسط گریه خودم به خودم نهیب میزنم که قرار بود قوی باشی .. قرار نبود حتی خودت اشکتو ببینی.. باز تو دلم یه صدایی میگه خب توام یه تحم
مخدرات..مسکنات!!!
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:25
تو این اوضاع بی ثبات زندگیم بعد از مدت ها نا آرومی ها و شب بیداری ها... و خوابیدن با قرصای خواب آور و ... بهترین خواب عمرمو داشتم بااین مخدر طبیعی... این ترمم تموم شد و این همه اتفاق ریز و درشت افتاده که گیج شدم و بی خودی دارم دست و پا میزنم... میدونمم همه ش الکیه و تا اون زمان نرسه اوضاع عوض نمیشه
نزدیک به هدف...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:25
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکردم دارم میرسم به اونی که شب و روز تو فکرم بود و براش نقشه میکشیدم.. راه های سختی رو بصورت فشرده گذروندم.. اونقدر عجیب غریب و ناگهانی طی شد که حتی تصورش رو هم نمیکردم.. البته مرحله ی نیمه نهایی راحت تر تصوراتمه امیدوارم خدا کمک کنه و فاینال رو هم به خوبی بگذرونم تا
من و بقیه..
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:25
برگشتنم هم خوبه هم بد.. البته اولش خوب شروع نشد ولی الان داره روابط رو به بهبودی میره.. دیشب مامان میگه اینجا اذیت میشی هم باید غذا بپزی هم ظرف بشوری هم کارای خونه هست..راست میگه قبلا تنهایی سابقه نداشت تو یه شبانه روز دو وعده غذای گرم خودم درست کنم.. اما گفتم نه خیلی ام خوبه دور همیم اینجا هرچقدم س
هذیان
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 7:56
پر زدم ولی نشد بال من شکسته بود پشت میله ی قفس چشمهام بسته بود خونه بوی خون گرفت از رگی که خسته بود درد توی واژنم سال ها نشسته بود اون جنین آبکی لیز خورد لای پام لا به لا ی کاغذا نامه های نا تمام که خطاب به تو بود: مرد زندگیم ! سلام من به یادت اومدم اینجا روی پشت بام می پرم به سمت تو بال می زنم بیام...
صبح بخیر
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 7:55
نمیدونم ساعت خواب و بیداریم به وقت کدوم کشور تنظیم شده؟ الان وقت بیداریه؟؟؟؟
همه شرق من غرب
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 5:05
چند روز بخور و بخواب و هی شله و قیمه و چلو گوشت خوردن میشود مساوی با نزدیک دو کیلو اضافه شدن وزن... البته قطعا طی هفته آینده همش بر میگرده.. نمیدونم چرا لاغر شدن اینقدر راحته ولی چاق شدن ... خو میخوام چاق باشم عاخه اولین بار عمرم بود میرفتم تو هیئت و به حرفای سخنران گوش میکردم.. خو کسی ام نبود ک باش...
پر حرفی
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 11:17
وای چقد هوا باحال شده دقیقا همون هواییه که تو پاییز باید باشه هوای درست تو فصل درست ... این سرمای سر صبح و دوس دارم.. دیدن بچه مدرسه ایا رو دوس دارم البته اونقدر فرق کردن با زمان من که فکر میکنم من مال چند قرن قبلم... دختر دبیرستانیا همه ارایش کرده و ابرو رنگ کرده با مانتو های چسب و اندامی و شلوارای...
همین..
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:07
یه چند تا اهنگ دانلد کردم ینی خودمو خفه کردم باهاشون احسان خواجه امیری سیامک عباسی شادمهر .... ینی وقتی ام خوابم بام تو گوشمه صداشون تازه شعراشونم قاطی میکنم!!! .................. دعا کنین معدل الف بشم ................. استادمون هرچشمش یه رنگه!!!
جوگیرانه!!!
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 5:29
این ترم وحشیانه شروع کردم به درس خوندن و کارای جانبی که مربوط به درس میشه.. مثل خودشیرینا چسبیدم در ... استادا بقیه هم کلاسیا و هم گروهیا از من بدشون میاد هرکاری ام باشه دستکش به دست تا بقیه به خودشون بیان کارو انجام دادم رفته ببینم این ترم به بیست تپل نصیبم میشه یا نه!!! ................. باز هم مو...
میگن عیده !!!
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 3:04
ما عیدی نخواستیم ولی وجدانن دیگه حالمونم نگیرید.. رفتم یه دور زدم مثلا خواستم با ماشین سواری یکم حالم بهتر بشه..نشد که هیچ.. بدترم شدم.. مثل ابله ها اهنگ گذاشتم و باصدای بلند گریه کردم.. بعد یه لحظه با خودم گفته چه باکلاس شدم مثل تو فیلما منتها بعد که تو آینه خودمو نگاه کردم کلا همون یه ذره اعتماد ب...